شب چترهای عاشق
دوباره شب شد و من بيقرارم کانکت کن زود بيا در انتظارم
بيا من آمدم پاي مسنجر شدم مسحور آواي مسنجر
بيا هارد دلت را ما ببينيم گلي از كنج هوم پيجت بچينيم
بيا آيكون نماي بينشانم كه من جز آدرس ميل ات ندانم
بياامشب كمي آنلاين باشيم وياتاصبح تا سان شاين باشيم
بيا فرهاد بي تو باز غش كرد وحتي هارد ديسكم هم قفل كرد
بيا اي عشق دات كام عزيزم به پاي تو دبليوها بريزم
بيا اي حاصل سرچ جهاني بيا اجرا كن آن فايل نهاني
بيادردل تورا كم دارم امشب حدود 100گيگا غم دارم امشب!
بابا چرا هیچکی نظر نمیده


ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهاردهم مهر 1386ساعت 23:55 توسط مرجان
|
به مناسبت شب قدر
شب قدر شبی شگرف و مبارک و مرموز است و به قول اکثر مفسران این شب، شب تقدیر و تعیین ارزاق و آجال و امور و احکام و حوادث مهم هر سال است. فخر رازی تصریح می کند که تقدیر الهی در چنین شبی پدید نمی آید. چه تقدیر او قبل از آفرینش آسمان ها و زمین، در ازل رقم زده شده است. بلکه مراد آن است که این تقدیرها و مقادیر در چنین شبی بر ملائکه اظهار می گردد و آنها را در لوح محفوظ می نگارد. ... حکمت پوشیده گذاردن شب قدر را در این می دانند که مکلفان بیشتر کوشا باشند و بیشتر فیض برند. از صدر اسلام و از عهد خود رسول الله (ص) رسم بر آن بوده است، که شبهای قدر (شبهای فرد دهه آخر رمضان) را احیا بگیرند و تا سپیده دم به آداب مخصوص آن از نماز و دعا و استغفار بپردازند. (توضیحات از بهاء الدین خرمشاهی)

کمی دیر شد شب قدرم
فرشته های شب قدر ! با شما قهرم !
تلافی همه ی غصه های امسالم
تلافی همه ی آنچه که نوشتید و ...
نوشته اند به پرونده های اعمالم ...
فرشته های شب قدر ! حالتان خوب است !؟
هزار شکر که خوبید دختران بهشت
اگر که حال من بی خیال می پرسید
هنوز مثل شب قدر سرد و بی حالم
فرشته های شب قدر ! یک جهان ممنون
از اینکه عمره نوشتید در صحیفه ی من
از این که برکت سرشار با نگاه شما
چو چشمه موج گرفته ست در دل مالم
فرشته های شب قدر ! خنده تان نگرفت !؟
ز خنگ بازی و بی عقلی همیشه ی من
قرار بود که قرآن بیاوریم اما ....
کتاب دیگری انگار بود دنبالم
فرشته های شب قدر ! صفحه ی پنجاه !
ز دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است ...
بسوخت حافظ و در شرط عشق بازی او ...
شمیم حس غریبی رسید از فالم
فرشته های شب قدر ! سال سختی بود
نگفتنی ست ولی از خدا که پنهان نیست
فقط خداست که از دوردست می فهمد
مرا که با همه ی بغض ها نمی نالم ...
فرشته های شب قدر ! یادتان مانده !؟
شبی که روضه ی عباس خواند حاجی ما !؟
شبی که گفت گمانم که ظهر عاشورا ...
صدای فاطمه پیچیده بود در عالم ...
فرشته های شب قدر ! عشق خطی چند !؟
دو خط سبز در آن صفحه ها زیاد کنید
دو نیم خط به هم سرخ هم شده کافی ست
به جای خط خطی عشق غرق اشکالم
فرشته های شب قدر ! بعد از این پایان !
هنوز پایه ی گرمی و آشتی هستید !؟
من و گلایه !؟ چه حرفی ست ! بی خیال شوید
آهان ! نگاه ! ببینید ! بعد از این .... لالم ....
+
نوشته شده در هشتم مهر 1386ساعت 18:18 توسط مرجان
|